به گزارش تجهیز نیوز، نقش هنر در شکلگیری هویت فرهنگی از دیرباز تاکنون به عنوان یکی از بنیادیترین کارکردهای هنر در جوامع انسانی مورد توجه اندیشمندان و محققان حوزههای علوم اجتماعی، فلسفه و زیباییشناسی بوده است.
هویت فرهنگی به عنوان مجموعهای از باورها، ارزشها، سنتها، نمادها و الگوهای رفتاری تعریف میشود که یک گروه یا جامعه را از دیگران متمایز میسازد و به اعضای خود احساس تعلق و پیوند میبخشد. هنر در اشکال گوناگون خود از تجسمی و نمایشی تا ادبی و شنیداری به عنوان رسانهای قدرتمند و چندبعدی در ساختن، حفظ کردن، انتقال و حتی بازتعریف این هویت عمل میکند.
در سطح اول هنر به عنوان آینهای از هویت موجود عمل مینماید. آثار هنری در هر دوره تاریخی بازتاب دهنده جهانبینی، باورها، آرزوها و ترسهای جامعه خالق خود هستند. نقاشیهای غارهای باستانی، حماسههای سروده شده، معماری بناهای مذهبی و طرحهای روی سفالها تنها بیان زیباییشناختی نیستند بلکه اسنادی تاریخی از چگونگی نگاه انسانها به خود و جهان پیرامونشان میباشند. این آثار به نسلهای بعدی میگویند که نیاکانشان چه کسانی بودهاند، چه میپرستیدهاند و چگونه زندگی میکردهاند. از این رو هنر به حفظ حافظه جمعی کمک شایانی میکند و تداوم هویت را در طول زمان ممکن میسازد.
اما نقش هنر تنها منفعلانه و بازتابی نیست بلکه فعالانه و سازنده نیز هست. هنر در فرآیند شکلدهی به هویت فرهنگی مشارکت میجوید. هنرمندان با خلق آثار جدید، مفاهیم تازهای را به گنجینه نمادین جامعه اضافه میکنند، مرزهای تخیل جمعی را گسترش میدهند و به تجربیات مشترک شکل میبخشند. برای نمونه نقاشان رنسانس با بازتعریف جایگاه انسان در جهان، هنر داستانسرایان با خلق قهرمانان ملی و موسیقیدانان با ساخت ملودیهای به یادماندنی در ساختن هایت مدرن ملتها نقش اساسی ایفا کردهاند.
هنر همچنین به عنوان محملی برای گفتوگوی درونفرهنگی و برونفرهنگی عمل میکند. در درون یک جامعه هنر میتواند زمینهساز بحث و تبادل نظر درباره مسائل هویتی باشد و پرسشهایی مانند ما که هستیم، از کجا آمدهایم و به کجا میرویم را مطرح سازد. این گفتوگوی هنری میتواند به انسجام بیشتر یا به چالش کشیدن برخی اجزای هویت بینجامد.
در تعامل با دیگر فرهنگها، هنر نقش پل را ایفا میکند و امکان شناخت متقابل و نیز تعریف خود در تقابل با دیگری را فراهم میآورد. هنر عامهپسند و رسانهای در عصر حاضر نقشی تعیینکننده در شکلدهی به هویت فرهنگی ایفا میکند. سینما، تلویزیون، موسیقی پاپ و هنرهای دیجیتال امروزه به اصلیترین منابع ساختن نمادها و روایتهای جمعی برای به ویژه نسل جوان تبدیل شدهاند.
این آثار میتوانند هویتهای فراملی و محلی را همزمان تقویت یا تضعیف کنند و در معرض تاثیرپذیری از جریانهای جهانی و نیز مقاومت در برابر آنها قرار دارند. با این حال رابطه هنر و هویت فرهنگی همواره ایستا و یکسویه نبوده است. در دورههای گذار و تغییرات اجتماعی شتابان هنر غالبا پیشقراول دگرگونی هویت بوده است.
هنر مدرن و پسامدرن با شکستن هنجارها و فرمهای پیشین، هویتهای سیال، چندپاره و هیبرید را به تصویر کشیده و خود به عاملی در به چالش کشیدن هویتهای ثابت و ذاتباور تبدیل شده است. این امر نشان میدهد که هنر تنها حافظ سنت نیست بلکه میتواند محرک نوآوری و تحول در هویت نیز باشد. در بافت جوامع چندفرهنگی معاصر، هنر عرصهای برای بیان هویتهای قومی، مذهبی، جنسیتی و دیگر اشکال هویتهای فرعی شده است و به رسمیت شناختن تنوع و گفتوگوی بین این هویتها کمک میکند. از این منظر هنر میتواند هم ابزار مقاومت برای گروههای حاشیهنشین باشد و هم وسیلهای برای آشتی و درک متقابل.
در نهایت باید تاکید کرد که نقش هنر در شکلگیری هویت فرهنگی نقشی پیچیده، پویا و گاه متناقضنما است. هنر هم بازتاب دهنده هویت است و هم سازنده آن، هم حافظ ثبات و تداوم است و هم عامل تغییر و دگرگونی، هم محلی برای اجماع و هم عرصهای برای مناقشه. این توانایی دووجهی و چندمعنایی خود هنر است که آن را به چنین ابزار قدرتمندی در عرصه فرهنگ تبدیل کرده است. مطالعه این نقش به درک عمیقتری از مکانیسمهای شکلگیری هویتهای فردی و جمعی در گذشته و حال و نیز چشماندازهای احتمالی آن در آینده منجر خواهد شد.
دیدگاهتان را بنویسید